X
تبلیغات
مقالات کم یاب - اهمیت و ضرورت کار

مقالات کم یاب

پروژه مقاله تحقیق و مطالب عمومی دانشجوئی دانش آموزی و مذهبی

اهمیت و ضرورت کار

اهمیت کار:

درتاریخ نقل شده که پیامبر اکرم “ص” وائمه اطهار “ علیهم السلام ” برای امرار معاش زندگی خود به اموری مانند کشاورزی ،باغبانی، شبانی و… مشغول بوده اند واز اینکه به این کارها بپردازند هیچ ابائی نداشته اند. این مورد در مورد برخی از پیامبران الهی همچون حضرت نوح . حضرت عیسی و…. نیزصادق است.

هنگامی که قریشیان و یهودیان مدینه برای هجوم به مدینه همدست شده بودند،پیامبر به پیشنهاد سلمان فارسی دستور کندن خندقی را در اطراف شهر داد و خود نیز به کارپرداخت وخاک ها را در جای دیگر می ریخت. در زمان ساختن مسجد مدینه ، نیز خود خشت ها را حمل می کرد.

حضرت دراین باره می فرمود: هرگز کسی غذائی بهتر از دسترنج خود نخورد. در جای دیگری نیزفرمود :بیکاری سنگدلی می آورد.     

 

 

       کیفیت کار:

حضرت محمد”ص” در باره انجام کار به نحو شایسته و نیکو می فرمود:

هرگاه یکی از شما کاری انجام می دهد،آن را محکم و استوار انجام دهد.

درجای دیگری نیزفرمود:

بهترین مردمان کسی است که {هنگام انجام کاری}همه کوشش خود را بکار گیرد.

چند سفارش در مورد کارگران:

در مورد کارگران نیز پیامبر اکرم “ص” نکات ارزشمندی را همیشه سفارش میکردند. حضرت به کارگیری مزد بگیران{کارگران}را پیش از آگاه کردن آنان از دستمزد آنها ممنوع اعلام کرده بود.(همان چیزی که امروزه به عنوان قرارداد نام گرفته ) و از سوی دیگر،میفرمود: پیش از خشک شدن عرق آنها، دستمزدشان را بدهید.

حضرت هماره نسبت به پرداخت حقوق کارگران تاکید داشت و میفرمود: کسی که در دستمزد به مزد بگیری {کارگری}ستم کند،پروردگار کارهای نیک او را نابود میکند وبوی بهشت را براو حرام میسازد. بوی خوشی که از فاصله پانصد ساله به مشام میرسد.

با وجود چنین سخنان وبیانات گهرباری بود که آن پیر فرزانه ، حضرت امام خمینی “ره” فرمودند:

” در مکتبی که پیغمبرش دست کارگر را میبوسد نیازی به مکاتب شرق و غرب ندارد “

برگرفته از کتاب نگین هستی/سید حسین سیدی  

 

ضرورت کار جمعی

با اينكه انسان نخستين قادر بود برخي نيازهاي ساده و اوليه خود را به تنهايي برآورد ولي به زودي دريافت كه در غالب اوقات نيازمند كار جمعي است. كار جمعي نه فقط مختص انسان (‌موجود متفكر) بلكه نمونه هايي نيز مانند موريانه ها ، زنبور عسل و مهاجرت جمعي پرندگان و ... در طبيعت دارد.

در حيات بشر اما به مرور زمان و بويژه در گذر از كوچ نشيني به يكجا نشيني و توسعه روستا نشيني و سپس شهر نشيني ( مدنيت ) ضرورت كار جمعي افزايش بيشتري يافت و اين ضرورت ابتدا به صورت تقسيم كار رخ نمود.

در تمدن ايران باستان، تقسيم جامعه به سه طبقه دبيران ، سپاهيان و پيشه وران نمادي از كار جمعي ( تقسيم كار ) به شمار مي آمد. دين مبين اسلام نيز تاكيدات مكرري بر كار جمعي دارد: تعاونوا علي البر و التقوي...  يد الله مع الجماعه و ... از طرفي امروزه يافته هاي علمي بويژه در شاخه مديريت، ضرورت كار جمعي از طريق: برنامه ريزي، ايجاد سازمان و رهبري ( مديريت) را روشن تر نموده است. جالب اينكه پس از انقلاب اسلامي در قانون اساسي ج.ا.ايران نيز بر تقويت بخش تعاون توجه ويژه اي شده است.

پشتوانه تئوریک ضرورت كار جمعي را نظريات فلسفي (‌مانند نظريه قرارداد اجتماعي ژان ژاك روسو ) ‌بدانيم يا آموزه هاي ديني پيامبران  يا يافته هاي علمي محققين علوم اجتماعي و يا حتي نمونه هاي طبيعي ، در هر صورت انسان امروزين مانند بشر ديروز براي پيشبرد اهداف خود لاجرم نيازمند آن است و كار جمعي ضامن استفاده بهينه از امكانات اجتماعي و استعدادهاي فردي است.

انسان امروزي عليرغم توسعه ، پيشرفت علمي و ترقي فناوري و گسترش رفاه، از ابتدايي ترين نيازها ي خود ( حتي در قبايل بدوي استوايي) تا معظلات جمعي در پيشرفته ترين كشورها ناگزير از كار جمعي است. در صحنه روابط بين الملل نيز پيمانهاي جمعي و سازمانهاي بين المللي و منطقه اي هر كدام نمونه هايي عيني از اين ضرورت انكار ناپذير محسوب ميشوند.

در نگاه اوليه كار جمعي را ميتوان در سه شكل ، ‌همكاري (‌تقسيم كار) ، ‌هماهنگي (‌نظم و انضباط) و همفكري ( مشورت)‌ تصور نمود كه هر كدام قالب ويژه اي از كار جمعي است و الزامات و مقتضيات خاص خود را مي طلبد. قدر مسلم نياز به كار جمعي كاهش هزينه، افزايش بهره وري و بهبود امور است.

از آنجا كه انسان بالفطره به جماعت (‌زوج ) خلق شده است، قبل از جستجوي هر راهي براي تقويت كار جمعي،  ابتدا بايد موانع و آفتهاي كار جمعي را شناسايي و سپس راههاي رفع اين موانع و تقويت كار جمعي را جستجو نمود.

در واقع آفتهاي كار جمعي را شايد بتوان در دو دسته ذاتي ( فردي ) و محيطي ( سازماني ) دسته بندي نمود. شايع ترين موانع در كار جمعي عبارتند از : بي اعتمادي و سوء ظن ، خود رايي و استبداد ، بخل، حسادت و پنهانكاري ، ضعف فرهنگ كار جمعي ، ضعف ساختار و سازمان و ضعف مديريت. نيمي از اين آفتها ريشه در كاستيهاي اخلاق فردي دارد و نيم ديگر به نارساييهاي اداري يا سازماني بر مي گردد.

بخش نخست با تهذيب نفس و تعالي اخلاق قابل رفع است . سوء ظن و بدگماني يا بي اعتمادي در فرهنگ ديني ما بسيار نكوهيده و گاه گناه شمرده شده است. اصول فقهي ما اصل را بر برائت ، سلامت و صحت مي گذارد و خود راييي و استبداد نوعي استكبار در برابر خداوند متعال محسوب و بسيار مذموم شمرده شده است. بخل و حسادت كه نتيجه آن پنهانكاري ،‌اقدام انفرادي و پرهيز از مشاركت جويي و سهيم كردن ديگران در موفقيتها و كاميابيهاست نيز، از مصاديق اخلاق سيئه محسوب ميشوند.

در هر حال در اين مجال كوتاه شايد بتوان  برخي راههاي تقويت كار جمعي را به صورت ذيل بر شمرد :

- تهذيب و تعالي اخلاق فردي از طريق تقويت باورهاي ديني

- تقويت توان و قابليتهاي فردي از طريق آموزش

- احترام متقابل و پرهيز از خود رايي

- دميدن روح اعتماد به سازمان از طريق احترام به افراد

- شفافيت در مديريت و پاسخگويي

- تفويض اختيارات و و اگذاري نقشها و و ظايف

- مشورت و باور داشتن نظام تصميم گيري مشاركتي

- نظم ، انضباط و دقت

- نهاد سازي و پرهيز از قائم بالفرد نمودن امور

- مديريت زمان

- آموزش و فرهنگ سازي

- انتقاد پذيري ، بردباري ، نرمش و تساهل

- به رسميت شناختن تفاوتها و اختلاف علايق و سلايق

- و......            

حضرت محمد (ص) : هرگاه به مردي نگاهش مي افتاد و از او خوشش مي آمد ، ميفرمود : آيا او شغل و حرفه اي دارد ؟ پس اگر مي گفتند : نه ميفرمود : او از چشم من افتاد .
گفته ميشد : چرا يا رسول الله ؟
ايشان پاسخ مي داد : چون مومن اگر شغلي نداشته باشد ، با ( خرج کردن) دينش زندگي کند و از دينش مايه ميگذارد.

بحار الانوار جلد 103 صفحه 5 حديث 18

 

اهمیت کار و حرفه د ر اسلام          

فعالیت و کار، پایه و اساسی است که نظام آفرینش روی آن استوار می باشد و آن است که ضامن بقای هر آفریده ای است. خدای متعال، آفریده های خود را مناسب حال هر یک، با وسایلی مجهز کرده که با به کار انداختن آن ها منافع را جلب و مضار را از خود دفع کند. انسان که شگفت ترین و پیچیده ترین نقش آفرینش است، نیازش از دیگر آفریدگان بیش تر می باشد و بدین سبب، به فعالیت بیش تری احتیاج دارد تا به وسیله آن، حوایج بی شمار شخصی خود را رفع نماید و هم نظام خانوادگی را که طبعا باید تشکیل دهد سرپا نگه دارد.
اسلام که دینی است فطری و اجتماعی، به همین ملاحظه، کسب و کار را واجب شمرده و برای افرادی که بی کار می نشینند ارزشی قایل نشده است. در اسلام، هر فرد باید طبق سلیقه و ذوق خود، یکی از این همه حرفه و صنعت که خدای متعال فکر انسان را به سوی آن ها هدایت فرموده است، انتخاب کند و از این راه روزی خود را به دست آورد و باری از بارهای اجتماعی را به دوش کشیده، در آسودگی مردم بکوشد.
خدای متعال می فرماید: و ان لیس للانسان الا ما سعی؛ انسان تنها به وسیله کوشش و کار می تواند به جایی برسد (سوره نجم آیه 39). و از این جا است که بی کاری در اثر تنبلی در اسلام، شدیدا ممنوع است.

مضار بی کاری
از بیان گذشته روشن شد که کار و کوشش، راهی است که آفرینش پیش پای انسان گذاشته تا با پیمودن آن، سعادت زندگی خود را دریابد و البته انحراف از مجرای خلقت و طبیعت اگر چه بسیار کم هم باشد، جز به ضرر انسان تمام نخواهد شد و در این صورت، انحراف از امری که اساس نظام زندگی روی آن استوار است، جز بدبختی دنیا و آخرت دربر نخواهد داشت.
از این جا است که امام موسی کاظم (ع) می فرماید: در کارها اظهار سستی و خستگی مکن وگرنه دنیا و آخرت را از دست می دهی (کافی 5: 85، ح 2)، پیغمبر اکرم (ص) کسانی را که به بی کاری خو کرده، سنگینی زندگی خود را به دوش دیگران می اندازند، لعنت فرموده است (همان4: 12، ح9).
امروز از راه سنجش های روانی و اجتماعی به خوبی روشن شده است که قسمت اعظم مفاسد اجتماعی از بی کاری بر می خیزند. بی کاری است که چرخ اقتصادی و فرهنگی جامعه را از گردش باز می دارد و هر گونه انحطاط اخلاقی و خراقه پرستی را رواج می دهد.
کشاورزی و منافع آن
کشاورزی – که به وسیله آن، مواد غذایی جامعه تهیه می شود – به واسطه اهمیتی که دارد، یکی از پسندیده ترین حرفه های انسانی است و به همین سبب، در اسلام تاکید زیادی در اتخاذ این شغل وارد شده است.
امام صادق (ع) می فرماید: روز قیامت، مقام کشاورزان از هر مقامی بالاتر است
امام باقر (ع) می فرماید: هیچ کاری از زراعت بهتر و فایده آن عمومی تر نیست، زیرا نیکوکار و بدکار، چرنده و پرنده، از آن نفع می برند و به زبان حال، کشاورز را دعا می کنند .

 

اهمیت کار و کارگر در روایات       

   رسول گرامى اسلام دست كارگرى را كه بر اثر كار و فعالیت ورم كرده بود، بلند كرد و فرمود: «این دستى است كه هیچگاه آتش جهنم آن را نمى سوزاند؛ این دستى است كه خدا و رسولش آن را دوست مى دارد. كسى كه از دسترنج خود روزى اش را فراهم كند، خداوند با نظر رحمت به او مى نگرد».
از امیرالمؤمنین (ع) نقل شده است: «همانا خداوند بنده پیشه ور امین را دوست دارد».
در روایت دیگر است: «كسى كه سربار جامعه باشد، نفرین شده است».
شخصى نزد رسول خدا از مردى كه زیاد به عبادت پرداخته بود و كار نمى كرد، یاد نمود. حضرت فرمود: چه كسى مخارج زندگى او را بر عهده دارد، گفتند: یكى از برادرانش. فرمود برادرش از وى عابدتر است.
در هنگامى كه امام باقر (ع) در زمین مزروعى خود مشغول كار و فعالیت بود، شخص جسورى عبور كرد و دید آن حضرت كار مى كند. رو به حضرت كرد و گفت: در این حال اگر مرگ تو فرا رسد، جواب خداوند را چه مى دهى، امام در پاسخ او فرمود: اگر در این حال مرگم فرا رسد، در حالى كه در طاعت و عبادت پروردگارم مى باشم، از دنیا مى روم.
در اسلام هرگونه صنعت و ساختن هرگونه وسیله كه مورد نیاز جامعه و به نفع و صلاح اجتماع باشد، نه تنها جایز و مباح است، بلكه به عنوان واجب كفایى باید عده اى به آن اقدام كنند و آن صنعت را فرا گیرند، تا نیاز مردم برآورده شود. صنعت ساختن آلات و ادواتى كه از آنها جز فساد و عمل ناروا نتیجه اى گرفته نشود، همچون ساختن شراب و صنعت بت تراشى و تهیه وسایل قمار، حرام و ممنوع است.
اسلام براى ریشه كن نمودن فقر كه منشأ اغلب مفاسد و تیره روزى ها است و براى تولید ثروت دستورهاى مؤكدى داده است؛ به این قرار:
1- كسى كه زمین مواتى را آباد كند، آن زمین تا هنگامى كه احیا و برقرار باشد، به او اختصاص پیدا مى كند، اما همین كه زمین را رها كند و آن را معطل بگذارد و در آن زمین كار تولیدى نكند، حاكم اسلامى آن را به دیگرى مى دهد، تا تولید ثروت نماید. شهید ثانى در این باره چنین اظهارنظر كرده است: «ملكیت در این گونه زمین ها به وسیله احیا صورت مى گیرد و هنگامى كه آبادى (بر اثر بى توجهى) از بین برود، خود به خود ملكیت نیز زایل مى گردد».
2- كسى كه خانه، مغازه و یا كشتزار و زمینى را اجاره كرده باشد، بدون این كه كارى در آنها صورت داده باشد، نمى تواند آنها را با اجرت زیادتر به دیگرى اجاره دهد.
3- اسلام ربا را اكیداً حرام كرده و با تحریم سود ربوى مردم را به سوى سرمایه گذارى در كارهاى تولیدى سوق داده است.
4- در روایاتى از پیامبر (ص) نقل شده است: «بهترین مردم كسى است كه براى مردم و اجتماع سودمندتر است».

عید دیدنی کاری و... اهمیت کار کردن در مملکت ما

از14 فروردین عید دیدنی کاری در ایران آغاز می شود و حدود یک هفته ادامه دارد! این بدان معنی است که در محل کار همه به دیدن دوستان خود می روند و سال نو را که کم کم به کهنگی نزدیک می شود به هم تبریک می گویند . کلا تبریگ گفتن کار خیلی خوبی است. و گرامی داشتن هم همینطور ولی کار کردن هم خیلی خوب است ! مخصوصا اگر ما همانقدر تبریک گفتن و عید دیدنی را جدی می گیریم کار کردن را هم جدی بگیریم. اصلا بهتر است که همه یک جا جمع شوند و ظرف نیم ساعت به هم تبریگ بگویند و بعد بروند سر کار خودشان. ازهمه جالبتر کلاسهائی است که در دانشگاه تشکیل نمی شوند (البته شخصا دیروز کلاسم را که معمولا باید 2 ساعت طول بکشدبه مدت دو ساعت و نیم برگزار کردم چون دیدم دانشجویان عزیزم خیلی در تعطیلات بهشان خوش گذشته و سر حال هستند و گفتم از فرصت استفاده کنیم و خلاصه افتتاح خوبی برای سال جدید بود!!) . قبل از تعطیلات که حدود 10 روزقبل از عید دانشجویانمان میروند و بعد از تعطیلات هم مثل اینکه به دلیل سنگینی بار ترافیک جاده ها چند روز طول می کشد تا برگردند!!! به هر حال اگر در طول سال برای تعطیلاتمان برنامه داشته باشیم و البته اگرکارکردن را جدی بگیریم، و اصلا اگر تلاش کنیم که همه چیزرا در جای خود جدی بگیریم، حتما از اولین روز کاری صد در صد توان را روی کار میگذاریم   

 

  اهمیت کار          

       همواره به شما گفته اند كه كار لعنت است و زحمت نكبت.

ولي من به شما مي‌گويم شما با كار خود دورترين روياي زمين را تعبير مي‌كنيد.

شما با كار كردن در حقيقت با زندگي مهر مي ورزيد ، و مهر ورزيدن با زندگي از راه كار يعني آشنا شدن با پنهاني ترين راز زندگي.

همچنين به شما گفته اند كه زندگي تاريكي ست ، و شما از فرط خستگي آنچه را خستگان مي‌گويند تكرار مي‌كنيد.

من به شما مي گويم كه زندگي به راستي تاريكي ست ، مگر آنكه شوقي باشد. شوق هميشه كورست ، مگر آنكه دانشي باشد.

دانش هميشه بيهوده ست ، مگر آنكه كاري باشد.

و كار هميشه تهي ست ، مگر آنكه مهري باشد.

و هر گاه با مهر كار كنيد خود را به خويشتن خويش مي بنديد ، و به يكديگر ، و به خداوند خود.

و اما كار كردن با مهر يعني چه؟

يعني بافتن پارچه اي كه تاروپودش را از دل خود بيرون كشيده باشي ، چنان كه گويي دلدارت آن پارچه را خواهد پوشيد. يعني ساختن خانه از روي محبت ، چنان كه گويي دلدارت در آن خانه خواهد زيست. يعني كشتن دانه از روي لطف و برداشتن حاصل از روي شادي ، چنان كه گويي دلدارت ميوه اش را خواهد خورد. يعني دميدن دمي از روح خويش در هر آنچه مي سازي ، و دانستن اين كه همه مردگان آمرزيده گرداگردت ايستاده اند و تو را مي نگرند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1388ساعت 12:34  توسط دنیز   |